Friday, June 15, 2012

حقیقت تلخ

مقدمه .. نقل از : تاریخ بیداری ایرانیان -ناظم الاسلام کرمانی- نوشته شده در زمان انقلاب مشروطیت

در ایران رسم شده است هرگاه بخواهند کسی را مغلوب و از میدان بیرون کنند نسبت او را به " بابیه " میدهند . مثلا امروز وقتی که مجلس قوتی داشته باشد ؛ اگر کسی بخواهد حرفی بزند که مخالف میل طرف باشد فورا میگویند بابی ها دشمن مجلس میباشند و نمی خواهند در ایران مجلس باشد.و اگر یک وقتی خدای ناکرده سلطان و یا علما با مجلس بد شوند و آثار مغلوبیت در مجلس فراهم باشد ؛ آنوقت میگویند این مجلس را بابی ها بر پا کرده اند ! چنانچه در امر مدارس و مکاتب دیدیم . در اول تاسیس مدارس میگفتند این مدارس را بابی ها تاسیس و تشکیل میدهند . بعد از آنکه جناب حجت الاسلام آقای آقا میرزا سید محمد طباطبایی مدرسه اسلام را تاسیس نمود و عمومیت پیدا کرد ؛ هر کس از مدرسه بد میگفت او را بابی میدانستند . این است حال ما اهالی ایران که به اینطور مدعی را از میدان بیرون میکنیم ...
--------------------------------------------------------------------
*ما ملت شگفت انگیزی هستیم . ملت زنده باد و مرده بادیم . ملتی هستیم که بیش از صد سال است که " این مباد ؛ آن باد " میگوییم . و تا امروز نه تنها به جایی نرسیده ایم ؛ بلکه روز به روز فلکزده تر و بیچاره تر و فرومایه تر و ظلم پذیرتر شده ایم .
این آقایانی که امروز پای علم و بیرق آقای ولی فقیه سینه میزنند و از هیچ جنایت و خباثت و رذالت و نا مردمی فرو گزار نمی کنند از کره مریخ که نیامده اند ؟ همین حرام لقمه هایی که طناب دار را بر گردن فرزندان ایران می اندازند و بعد هم با خاطری آسوده چلوکباب سلطانی شان را با میل و اشتها میخورند و بخاطر کم و زیاد بودن سماق اش برای همدیگر شاخ و شانه میکشند ؛ مگر از فلسطین و سوریه و لبنان و ساحل عاج آمده اند ؟ اینها پسر عمو ها و پسر خاله ها و پسر دایی های من و شما هستند که در همسایگی ما ؛ همراه و همپای ما ؛ قد کشیده اند . با ما به مدرسه و دانشگاه آمده اند . و همراه ما " این مباد ؛ آن باد " گفته اند و حالا برای سفره ای رنگین تر و آپارتمانی در سلطنت آباد ؛ طناب دار را بر گردن برادران و خواهران خود می اندازند و دشنه اسلام را بی هیچ تردیدی در قلب عزیزان مان فرو میکنند .
ما ملتی هستیم که با وزش هر بادی کمر خم میکنیم ؛ و هر روز به رنگی در میآییم و زانو بر زمین میزنیم تا هر نابکاری بر گرده ما سوار شود و خون ما و فرزندان ما را شادمانه بنوشد . تاریخ خونبار ما از این حکایت ها بسیار دارد .
ما همان ملتی هستیم که بابک خرم دین را دست بسته تحویل خلیفه عباسی دادیم تا دست و پایش را ببرد و جنازه اش را بر دار کشد .ما همان ملتی هستیم که همواره نور اندیشان خود را کشته ایم و آنگاه بر جنازه آنان گریسته ایم .ما از همان قوم و قبیله ای هستیم که صبح مصدقی بوده ایم و فریاد میزده ایم : یا مرگ یا مصدق اما هنوز آفتاب غروب نکرده بود که نعره میزدیم : زنده باد شاه ! مرگ بر مصدق !ما همان ملتی هستیم که هزار هزار و میلیون میلیون ؛ در چهارم آبان و 28 مرداد و ششم بهمن و سوم اسفند ؛ به خیابان ها میریختیم و پیکره شاهنشاه آریامهرمان را گلباران میکردیم .و ما همان ملتی هستیم که پس از مرگ غریبانه همان شاه - در سرزمینی دور و مهجور - چراغهای اتومبیل مان را روشن کردیم و به خیابان ها آمدیم و بوق زدیم و نعره بر آوردیم و رقصیدیم و خندیدیم و شادی ها کردیم . تاریخ میهن ما از این حکایت ها بسیار دارد .
وقتیکه قرار داد 1919 توسط وثوق الدوله به امضا رسید و ایران رسما به تحت الحمایگی بریتانیای کبیر در آمد ؛ در آذربایجان و جنوب و شمال ایران جنبش هایی در مخالفت با این قرارداد شرم آور شکل گرفت یکی از این جنبش ها در تبریز به رهبری شیخ محمد خیابانی بود که مثل همه جنبش های آزادیخواهانه میهن مان بسرعت سرکوب شد . احمد کسروی در این باره می نویسد : ...پس از وثوق الدوله ؛ مشیر الدوله " سر وزیر " گردید . خیابانی به او خوش گمان بود و از او جز نیکی در باره خود امید نمیداشت .خیابانی این میخواست که آذربایجان در دست او باشد که جدا سرانه فرمان راند و سپس که نیرومند گردید بسر تهران رفته آنجا را هم " اصلاح " کند .ولی چون نمی توانست آن را به زبان آورد به تهران میگفت باید " آزادی ستان " را به رسمیت بشناسید .دولت آگهی میداد که برای آذربایجان والی فرستاده خواهد شد . خیابانی پاسخ میداد : به والی نیازی نیست . شما پول برای ما بفرستید . سر انجام چنین نهاده شد که مخبر السلطنه را بنام والی گری به آذربایجان فرستند ..خیابانی به این نیز خرسندی نمیداد . این بود که به پیشواز و پذیرایی نپرداخت ...در 28 ذیحجه ؛ مخبر السلطنه به قزاقخانه رفت . روز بعد دسته های قزاق از قزاقخانه در آمده رو به شهر آوردند . پیروان خیابانی اندک ایستادگی نشان دادند و به اندک جنگی بر خاستند ...خیابانی شب را بخانه خود رفته بی باک و آسوده خوابیده بود ...بامدادان هنگامی بر خاست که قزاقان به شهر در آمده بودند و چون بیم گرفتاری میرفت به خانه یکی از همسایگان رفته در آنجا نهان گردید . قزاقان به نهانگاه او پی برده ؛ چند تن به سرش رفته و او را با چند تیر کشته ؛ جنازه اش را بروی نردبانی انداخته بیرون آوردند ...
من به ماهیت قیام خیابانی کاری ندارم . تاریخ در این باره قضاوت خواهد کرد .اما سخن من در باره واکنش مردمی است که که ماهها همراه خیابانی " زنده باد این ... مرده باد آن " گفته بودند. مابقی داستان را از زبان کسروی در کتاب تاریخ هیجده ساله آذربایجان بشنویم . کسروی می نویسد : خیابانی را می باید کشته آن نمایش ها و آن کف زدن ها و "زنده باد" گفتن های دروغی مردم دانست .یک پستی فراموش ناشدنی که در داستان خیابانی از این دسته مردم نمایان گردید آن بود که : همانگونه که در پای گفته های خیابانی کف زده بودند ؛ در گردا گرد جنازه او نیز کف زدند و دژ رفتاری بسیار از خود نشان دادند ...
آری ؛ ما چنین مردمی هستیم و به همان دلایل که همه میدانیم ملت ایران از آزادی و خرد بسیار دور است بسیار دور.

Wednesday, May 16, 2012

هنوز درکشور ما





در جهان ارسطو و سقراط ، کانت و هگل و نیچه و راسل ،ادیسون و انیشتین و فروید ، و در ایران ما خیام و فردوسی و زکریای رازی ها و طالبوف ها وهدایت ها و کسروی ها و ... همه آمدند و رفتند, اما هنوز درکشور ما یک صدم تعداد امام زاده ها دانشگاه پیدا نمیشود. و  در همسایگی ما

مادری اسپند دود می کند !
پدری گوسفند می کشد! 
دختری طالع بینی می خواند!
پسری پشت ماشینش می نویسد: بیمه قمر بنی هاشم!
هنوز برای ازدواج استخاره می کنند!
هنوز در مراسم محرم میلیون ها پول صرف نذری به توانمندان میشود و با قمه بر سرخود میزنند و خود را گل مالی میکنند!
توی چاه نامه می اندازند!
هنوز یک پنجه خون روی پلاک ماشینمان باعث دفع بلا میشود!
و هنوز دوستی میخواد که ایمیلشو به ده نفر فوروارد کنیم تا بدبخت نشیم و پول دار بشیم !!!
آیا خرافه پرستی وعقب ماندگی فرهنگی  زیر پوست ملت  ما نیست؟
و سوال اساسی تر اینست که آیا بدون فعالیتهای فرهنگی درازمدت روشنگرانه  این خرافات مذهبی و اعتقادات دینی که در طول چند صد سال در مردم ایران نهادینه و درونی شده است را یک شبه یا یک ساله میتوان از بین برد... ؟؟

Sunday, May 6, 2012

روابط زن و مرد


 
 
در جوامع استبدادی همیشه زن و مرد از هم جدا می شوند تا مرد ها و زن ها چیزی
که بینشان جریان داشته باشد، شهوت بیمار گونه ناشی از توهم شناخت از هم باشد،
تا هیچ زنی و مردی زیبایی و زشتی واقعی را نتواند تشخیص بدهد و زن ها و مرد ها
در انتخاب هم به اندازه شهوت برانگیز بودن توجه داشته باشند و بس ، نه چیز
دیگری چرا؟؟ چون اگر در جامعه روابط زن و مرد آزاد باشد آن دیوار شهوت فرو
می ریزد و زن ها و مرد ها زیبایی و زشتی واقعی را تشخیص می دهند و خانواده هایی که
تشکیل می دهند برپایه دوست داشتن انسانی بنا می کنند و فرزندان سالم تربیت می کنند
که تاب استبداد را ندارد و به عبارتی استبداد با وجود آنها بیگانه است، چرا که
آزاد پرورش می یابند
..

مقدمه كتاب ضيافت افلاطون

Monday, April 30, 2012

ایرانی ها بخوانند


زوار ایرانی بخوانند ٰ ای قوم به حج رفته... :




طبق آمار بانک جهاني در سال 2008 درآمد کشور عربستان از توريسم يا به زبان ساده از : دکان زيارت مسلمين خانه کعبه معادل مبلغ 29.865.000.000.-دلار يا قريب سي ميليارد دلار بوده است.


زائرين ايراني که بصورت تمتع ويا عمره در همان سال به مکه رفته اند 1.937.000 نفر بوده اند که مجموعا مبلغ 4.879.000.000 دلار يا بعبارتي قريب به مبلغ پنج ميليارد دلار درآمد تقديم اقتصاد پادشاهان عربستان کرده اند و در ميان تمام کشورهاي اسلامي مقام اول را به خود اختصاص داده اند.


نظر باينکه هواپيمائي جمهوري اسلامي قدرت جابجائي اين همه زائر را نداشته است شرکت هواپيمائي عربستان قريب به 54 درصد از زائران ايراني را به خود اختصاص داده است....


طبق گزارش مقامات ديپلماتيک ايران در سال 2008 ماموران کشور عربستان بدترين و توهين آميز ترين رفتار را با زوار ايراني داشته اند و ايران از لحاظ توهين ماموران عربستان مقام اول را به خود اختصاص داده است.


علماي عربستان در همان سال فتوي صادر کرده اند که ايرانيان شيعه کافر هستند.


طبق  گزارش ديپلماتيک ديگر زائران ايراني ناخواسته ترين و منفورترين خارجي ها در عربستان محسوب مي شده اند.




با يک حساب سرانگشتي بوسيله پولي که ايرانيان سالانه به عربستان (دشمن شيعه ايراني) تقديم مي کنند مي توان تعداد 170.000 مسکن روستائي احداث کرد...


يا ميتوان 714.286 فرصت شغلي کشاورزي يا 200.000 فرصت شغلي صنعتي براي جوانان ايجاد کرد


يا ميتوان10.000.000.000 متر مربع ساختمان مدرسه و ورزشي در کشور ايجاد کرد


ويا ميتوان با پول حجاج دوسال يک پالايشگاه سوپر مدرن با ظرفيت 75000 بشکه احداث کرد


ويا با پول پنج سال حجاج ميتوان ايران را به صادر کننده بنزين مبدل ساخت و ديگر براي واردات بنزين محتاج اعراب نبود....


اما افسوس که با پول حجاج ايراني قمارخانه هاي فرانسه توسط شاهزادگان عربستان که انحصار بيزنس حج را در اختيار دارند آباد ميشود.....و تا رسيدن ايرانيان مسلمان به مرحله فکرکردن در بهينه هزينه کردن پول براي نزديکي به خدا راه بسيار درازي در پيش است

Saturday, April 28, 2012

شهر خاموش من


شهر خاموش من آن روح بهارانت کو؟
شور و شیدایی انبوه هزارانت کو؟
می خزد در رگ هر برگ تو خوناب خزان
نکهت صبحدم و بوی بهارانت کو؟
کوی و بازار تو میدان سپاه دشمن
شیهه ی اسب و هیاهوی سوارانت کو؟
زیر سرنیزه ی تاتار چه حالی داری؟
دلِ پولادوش شیر شکارانت کو؟
سوت و کور است شب و میکده ها خاموش اند
نعره و عربده ی باده گسارانت کو؟
چهره ها در هم و دلها همه بیگانه ز هم
روز پیوند و صفای دل یارانت کو؟
آسمانت همه جا سقف یکی زندان است
روشنای سحر این شب تارانت کو؟

محمد رضا شفیعی کدکنی

Monday, April 23, 2012

مجسمه واژگون شده فردوسي بزرگ در مقابل دانشگاه فردوسي مشهد


اگر تندبادي برآيد ز كنج

به خاك افكند نارسيده ترنج 

ستمكاره خوانيمش ار دادگر ؟

هنرمند دانيمش ار بي هنر ؟

اگر مرگ داد است ، بيداد چيست ؟

ز داد ، اين همه بانگ و فرياد چيست ؟

ازين راز ، جان تو آگاه نيست

بدين پرده ، اندر تو را راه نيست

همه تا در آز رفته فراز

به كس بر نشد اين در راز باز 

دل از نور ايمان گر آكنده اي

تو را خامشي به كه تو بنده اي

Wednesday, April 11, 2012

بودا



بودا به دهی سفر کرد. 
زنی که مجذوب سخنان او شده بود از بودا خواست تا مهمان وی باشد.
بودا پذیرفت و مهیای رفتن به خانه‌ی زن شد.
کدخدای دهکده هراسان خود را به بودا رسانید و گفت :
«این زن، هرزه است به خانه‌ی او نروید »
بودا به کدخدا گفت:
« یکی از دستانت را به من بده»
کدخدا تعجب کرد و یکی از دستانش را در دستان بودا گذاشت.
آنگاه بودا گفت :
«حالا کف بزن» کدخدا بیشتر تعجب کرد و گفت: « هیچ کس نمی‌تواند با یک دست کف بزند»
بودا لبخندی زد و پاسخ داد:
هیچ زنی نیز نمی تواند به تنهایی بد و هرزه باشد، مگر این که مردان دهکده نیز هرزه باشند.
بنابراین مردان و پول‌هایشان است که از این زن، زنی هرزه ساخته‌اند.
برو و به جای نگرانی برای من, نگران خودت و دیگر مردان ده باش..

Saturday, March 17, 2012

قضاوت با خود شما


بی‌دینان ژاپنی !


پس از فاجعه سونامی وبعد از آنکه خواندیم و شنیدیم که چطور وقتی برق شهر قطع شد مردم حاضر در سوپر مارکتها و فروشگاههای بزرگ به آرامی و در تاریکی همه چیزهایی را که در سبد خریدشان قرار داده بودند سر جایشان برگرداندند و به آرامی از فروشگاهها خارج شدند.

> چیزی نگذشت که تمیزی و نظم کمپهای مردم سیلزده که توی ورزشگاههای شهر بنا شده بود توجه همه را جلب کرد ، بعد دیدیم که مسئولان شهر جلوی مردم سجده میکنند و معذرت میخواهند بخاطر اینکه سونامی شده و ما نتوانستیم بهتر از این از شما مراقبت کنیم.

> چیزی نگذشت که عکس مدارس صحرایی شهر فوکوشیما منتشر شد ! با نهایت شرمندگی سالن ورزشی رو پارتیشن زده بودند و بصورت کلاسهای مجزا با حداکثر
۱۵ دانش آموز در آورده بودند . نکته اش هم اینکه همه کلاسها یه ال سی دی ۳۲اینچی داشت. وزیر آموش و پرورششان هم توی رسانه ها ضمن کلی عذر خواهی قول داد که بزودی حداقل امکانات را برای دانش آموزان مهیا خواهد کرد. یعنی این چیزها را تازه زیر حداقل میدانند! محاسبه کنید حداکثر را.
>
> چند روز قبل هم مطلع شدیم که پیرمردهای ژاپنی سپاه مهندسین پیر تشکیل داده اند و داوطلب اینکه بروند فوکوشیما و در مهار نیروگاه کمک کنند تا جوانترها در معرض تشعشعات نیروگاه و مرگ قرار نگیرند! چرا؟ چون نسبت به جوانها کمتر از عمرشان باقی مانده و اثرات ناگوار رادیواکتیو زمان کمتری در کشورشان باقی خواهد ماند و خودشان هم زمان کمتری رنج و دردش را تحمل خواهند کرد! همینقدر منطقی و بشر دوستانه.
و جدیدترین خبر اینکه :

> بازگرداندن میلیونها دلار پول به دولت پس از سونامی:

> بگزارش خبرگزاری آلمان، مردم ژاپن، که در ماههای گذشته، بحران سیل ، سونامی و نشت مواد رادیواکتیو را پشت سر گذاشته‌اند، بیش از سه و نیم میلیارد ین ( بیش از
۴۵ میلیون دلار) پول را که در مناطق سیل زده یافته اند به دولت بازگردانده اند.

> همچنین
۵۷۰۰ گاوصندوق پیدا شده پس از سیل که حاوی بیش از دو میلیارد ین بوده، به دولت داده شده است.

> سخنگوی پلیس ژاپن اعلام کرد مردم و داوطلبان همچنان کیف پولهای پیدا شده را تحویل میدهند و تا کنون
۹۶ درصد مبالغ پیدا شده، به صاحبانشان بازگردانده شده است.

> زلزله و سونامی در ژاپن که در ماه مارس رخ داد، دستکم
۲۰ هزار کشته و هزاران نفر بیخانمان برجا گذاشت. 
> آنوقت فکر کنید خدا مسلمان ها را ببرد بهشت، اینها را ببرد جهنم !!!
و
نکته جالب اینجاست که بدانید در فرهنگ ژاپنی مفهمومی بنام "گناه" وجود ندارد... و اصلا" مردم با این مفهموم هیچ آشنایی ندارند... تنها مفهوم بازدارنده در آنجا، "شرمندگی" است. به همین دلیل است که کسی که درست کارش را انجام نمیدهد  در مقابل مردم دچار احساس شرمندگی میشود وحتی ممکن است که دست به خودکشی بزند، چون دیگر چیزی برای از دست دادن ندارد... "شرمندگی" مفهوم زمینی و "گناه" مفهوم آسمانی است. "شرمندگی" بین شخص و اطرافیانش اتفاق می افتد، اطرافیانی که شخص همیشه آنها را میبیند، ولی "گناه" بین شخص و خدا است .... و نتیجه تفاوت این دو باور را ببینید! جالا تفکر بدون تعصب دینی و قضاوت با خود شما ...

Saturday, February 25, 2012

آزادی




گرفتن آزادی از مردمی که نمیخواهند برده بمانند، سخت است؛
  اما دادن آزادی به مردمیکه میخواهند برده بمانند سخت تر 

مارتین لوتر کینگ

Wednesday, January 4, 2012

علت همجنس بازی ایرانیان به استناد تاریخ





   بخشی  از کتاب شاهدبازی در ادبیات فارسی

Sunday, January 1, 2012

تفاوتهای یک دخترو پسر در ایران و آمریکا





تفاوتهای  یک دخترو پسر در ایران و آمریکا

آمریکا :

سن: بی بیست و پنج

تحصیلات: فوق لیسانس رشته زیست شناسی، لیسانس بیوشیمی، دانشجوی ترم اول دکترای 


میکروبیولوژی

موضوع پایان نامه: تاثیر میکرو ارگانیک های هوازی در محافظت گیاهان در برابر گرمایش 


جهانی

یک صحنه در حال فعالیت: دراز کشیده روی سینه، پاها باز … در حال فیلمبرداری از تغییرات 


سبزینه یک گیاه ۴٫۵ سانتی متری در اراضی حفاظت شده نوادا… به مدت ۷ ساعت.

فعالیت های اجتماعی: عضو انجمن طرفدارن محیط زیست دختر زیر سی سال غرب آمریکا، 


عضو گروه حامیان طبیعت وحش، سخنران اجلاس ماهیانه گروه دانشجویان حافظ محیط زیست، 


عضو انجمن فارغ التحصیلان ارشد زیر سی سال، صاحب سایت اجتماعی “فمینیست های مذکر 


گرا” ، شعار نویس گردهمایی های بزرگ کالیفرنیا….

آخرین باری که یک مجله مد را ورق زد: سه سال پیش…وقتی که در اتاق انتظار دفتر یک وکیل 


زن نشسته بود.

نوع لباس: شلوار جین..کفش اسپرت..تی شرت سفید ساده

نوع آرایش:لوسیون ضدآفتاب بی رنگ

قد: مایکل جکسون منهای ۲۰ سانت

تعداد اس ام اس دریافتی: روزی چهار یا پنج تا

موضوع قالب اس ام اس:همکلاسی ها و باشگاه و ...

موضوع قابل توجه روی دست: موهای طبیعی و پوست سالم

موسیقی مورد علاقه: کانتری و کلاسیک




زمان خواب : 11 شب

حساسیت : آلرژی فصلی


محتویات داخل کوله: دستمال کاغذی، گوشی موبایل بلک بری، لپ تاپ، دفتر یادداشت، عینک 


دودی، دو سه تا خودکار، یک هندبوک رفرنس گیاه شناسی.. بلیط مترو




تفریح اصلی: شنا ، تنیس

* * *

ایران :


سن:  بیست و پنج

تحصیلات: فوق دیپلم برق شاخه الکترونیک ، دانشجوی لیسانس کامپیوتر شاخه نرم افزار

موضع پایان نامه:  هنوز تصمیم نگرفته

یک صحنه در حال فعالیت: دراز کشیده به پشت روی تخت، با خودکار اشعار ترانه جدید امینم 


روی ساعد دست نوشته می شود. موسیقی رپ پر از فحش در حال پخش

فعالیت های اجتماعی: تجمع در یک ۲۰۶ با همکلاسی ها و کل کل دست فرمان با تویوتا کمری 


رفقا

آخرین باری که یک مجله مد را ورق زد: دیشب، ساعت دوازده و نیم…. در خانه دانشجویی 


دوستان و همین الان

نوع لباس: شلوار پاکتی گشاد، تی شرت مشکی با عکس $$$” ، کتانی سایز 42

نوع آرایش:

لب :مدل بریتنی

مو: کامرون دیاز، دیزل

تتو ابرو: آنجلینا جولی

سایه: شقایق فراهانی

تعداد اس ام اس دریافتی: متوسط روزی 100 تا

موضوع قالب اس ام اس ها : جغرافیا،فمینیسم، حکومت، لباس، جک، جواهر شناسی، عشق، 


روابط زن و شوهر، شب، ،سلامت جسمی روحی و کلمات قصار آنتونی رابینز، شایعه پراکنی 


وقرارو ...

موضوع جالب روی دستها: جای تیغ روی مچ و خالکوبی روی بازو

موسیقی مورد علاقه: هوی متال، رپ


زمان خواب : 3 نصفه شب


مشکل جسمی: سوء تغذیه، میگرن مزمن، افسردگی شدید، زخم معده، پوکی استخوان، ریزش مو، 


عرق کف دست، پرخاشگری، استرس و اضطراب از گشت ارشاد و ...



محتویات داخل کوله: گوشی موبایل  ،فندک، چاقو، ام پی تری پلیر، گیم دستی پلی استیشن، لاک 


ناخن، استون، رژ، جزوه دانشگاه،مهره مار، یک اتود، سی دی آهنگ های رپ و زدبازی، یک 


بسته اولترا لایت و چند بسته آدامس و عینک دودی

تفریح اصلی : فیسبوک ، ماهواره , خیابان گردی با ماشین و اس ام اس و...